سرزمین هنر

متن مرتبط با «تهران» در سایت سرزمین هنر نوشته شده است

محمد حیدری (کالیفرنیا 1395-1316تهران)

  • نیلوبلاگ

    محمد و حیدری و در دوم دی ماه سال ۱۳۱۶ در تهران و دیده به جهان گشود او از جمله ردیفدانان و آهنگساز برجسته موسیقی ایرانی و نوازندهٔ سنتور بود. وی در سن ۱۳ سالگی مقدمات نوازندگی سنتور را از« استاد ابولحسن صبا»...

    ادامه مطلب
  • بهروز | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران |فصل هشتم| قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    بهروز نام هشتمین فصل از داستان تعاملی پنج ریشتر تهران است. این داستان به قلم نوید فرخی نوشته شده و در دو قسمت تقدیمتان می شود. بهروز – قسمت اول نوید فرخی حتی باران هم نتوانسته بود باعث شود که مردم کنجکاوانه در محل اعدام جمع نشوند .مرد سیاه پوش کاغذی در دست گرفت و مشغول خواندن شد : -آقای بهروز کریمی به موجب این حکم، شما محکوم به مرگ با طناب دار در ملأ عام هستید .دادگاه رأی به قصاص در محل وقوع جرم...

    ادامه مطلب
  • بهروز | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران | فصل هشتم | قسمت دوّم

  • نیلوبلاگ

    بهروز | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران – فصل هشتم| نوشته ی نوید فرخی | خلاصه ی قسمت اول: بهروز به اشتباه در صحنه ی یک جنایت به عنوان قاتل دستگیر و چون تمام شواهد علیه اوست به اعدام محکوم می شود. دفاعیاتش مورد قبول دادگاه نیست و برای اجرای حکم به پای چوبه ی دار می رود. بهروز – قسمت آخر نوید فرخی لبانش هنوز خشک است اما نمی تواند از گفتن این یکی صرف نظر کند: -آقای امامی؛ خانم امامی، من عمیقاً از مرگ...

    ادامه مطلب
  • جشن تولد استاد شجریان |تهران شهریور۱۳۹۶ |جشن مردمی

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۳۰ 7 مشاهده جشن تولد استاد شجریان چهارشنبه شب ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ با حضور جمعی از علاقمندان موسیقی و سینما در تهران برگزار شد. جشن مردمی به مناسبت تولد خسرو آواز ایران در این جشن که به همت نشر لنجوان و همکاری مجموعه فصلنامه سرزمین هنر و وبسایت هنرلند(honarland.ir) در سینما عصر جدید برگزار شد ،در آغاز مجری برنامه (کامران فلاحتی) ضمن خوشامد به حضارمتنی شور انگیز این مراسم را ضیاف...

    ادامه مطلب
  • ولگرد | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران | فصل هفتم| قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۲۴ 12 مشاهده مژگان ذوالفقارخانی | داستان ولگرد | خلاصه ی قسمت قبل: کاش تو باغ می موندم .به اون دخمه عادت کرده بودم .زیرزمین شیره کش خونه اوس جعفر. از بچگی کنار توله سگها و ننه عشرت پیر و مش یدی باغبون شب رو به صبح رسونده بودم .هر از گاهی هم اوس جعفر با رفیقاش می اومدن و بعد از تریاک کشی و بساط سورو ساتش، کلی خوراکی و ته مونده سیگار و ته بستهای وافور باقی می موند….. ولگرد-قس...

    ادامه مطلب
  • ولگرد | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران | فصل هفتم| قسمت چهارم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۲۵ 7 مشاهده داستان ولگرد قسمت آخر |خلاصه قسمت قبل:دستزریرو گرفتم و با خودم بردم .از ترس می لرزید و هی می گفت حاج مرتضی منو می کشه .از اون روز نه از حاج مرتضی خبری شد و نه از خونه باغ. بعدها شنیدم باغ تو بافت بود و اوس جعفر اونو به شهرداری فروخت…. داستان ولگرد | قسمت چهارم مژگان ذوالفقارخانی کی و چه وقت نمی دونم اما همونجا چرت زدم و با اونهمه خماری و درد خوابم برد .صبح زود ...

    ادامه مطلب
  • ولگرد | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران | فصل هفتم| قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۲۲ 19 مشاهده ولگرد نام داستانی است نوشته ی مژگان ذوالفقارخانی که فصل هفتم داستان تعاملی پنج ریشتر تهران را تشکیل می دهد. این داستان را در ۴ قسمت از امروز به صورت سریالی در هنرلند خواهید خواند ولگرد مژگان ذوالفقارخانی مثل تمام شبهایی که دربه دری کشیدم و واسه یه لقمه نون، مثل سگ سطل اشغالهای شهر خراب شده رو بو میکشیدم از خم کوچه گذشتم ساعت چند بود ؟ *** همیشه دیر می رسیدم .بچ...

    ادامه مطلب
  • ولگرد | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران | فصل هفتم| قسمت دوم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۲۳ 7 مشاهده ولگرد | نوشته ی مژگان ذوالفقار خانی | قسمت دوم | در قسمت اول خواندیم:داش خلیل، برادر ناتنیم، منو مفت به اوس بنا فروخته و گفته نخواستیش بده به یکی دیگه . تموم اون سالها هیچ سراغی ازم نگرفت….. ولگرد |قسمت دوم مژگان ذوالفقار خانی آروغ بلندی زدم و با ناخنهام تیکه گوشتی که لای دندون کرم زدم بود رو به زور دراوردم و بعد تو دهنم کردم و مزه مزه کردم . یهو دلم هوا ننه گوهر...

    ادامه مطلب
  • بهجت | قسمت دوم | داستان تعاملی پنج ریشتر تهران|فصل ششم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۰۷ 15 مشاهده داستان “بهجت” ، فصل ششم از داستان تعاملی “پنج ریشتر زلزله” به قلم گلپر فصاحت است. داستان “پنج ریشتر تهران” داستانی است با محوریت وقوع زلزله در شهر تهران که هر نویسنده آن را با قلم خود و از زاویه ی دید خاصی به تصویر کشیده. این مجموعه داستان ، به صورت سریال در سایت هنرلند به اشتراک گذاشته می شود. قسمت دوم بهجت از لای شیشه ی نیمه کثیف پنجره آشپزخانه، به ابرها نگا...

    ادامه مطلب
  • داستان تعاملی| پنج ریشتر تهران|فصل ششم|بهجت|قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۰۹ 12 مشاهده داستان “بهجت” ، فصل ششم از داستان تعاملی “پنج ریشتر زلزله” به قلم گلپر فصاحت است. داستان “پنج ریشتر تهران” داستانی است با محوریت وقوع زلزله در شهر تهران که هر نویسنده آن را با قلم خود و از زاویه ی دید خاصی به تصویر کشیده. این مجموعه داستان ، به صورت سریال در سایت هنرلند به اشتراک گذاشته می شود. بهجت قسمت سوم کشوی اول را که باز کرد ، لباس های زیر رنگ و وارنگ فرو...

    ادامه مطلب
  • داستان بهجت |پنج ریشتر تهران|فصل ششم|قسمت چهارم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۶/۱۰ 16 مشاهده داستان بهجت ، فصل ششم از داستان تعاملی “پنج ریشتر زلزله” به قلم گلپر فصاحت است. داستان “پنج ریشتر تهران” داستانی است با محوریت وقوع زلزله در شهر تهران که هر نویسنده آن را با قلم خود و از زاویه ی دید خاصی به تصویر کشیده. این مجموعه داستان ، به صورت سریال در سایت هنرلند به اشتراک گذاشته می شود. بهجت قسمت چهارم داد او در صدای فریادهای دیگران گم بود. چه مصیبتی بود ...

    ادامه مطلب
  • آندو |داستان تعاملی| پنج ریشتر تهران|فصل پنجم|قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    “آندو” فصل پنجم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم آناهیتا برزویی است. یک داستان تعاملی در مورد وقوع زلزله ای خیالی در تهران که به قلم تنی چند از نویسندگان معاصر در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته می شود. آناهیتا برزویی قسمت سوم توی حیاط کلیسا غلغله ای برپاست.ماهایا و آندرانیک دست در دست هم از کنار مردمی که هنوز دارندجیغ م...

    ادامه مطلب
  • آندو |قسمت چهارم |داستان تعاملی|پنج ریشتر تهران|فصل پنجم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۵/۳۱ 14 مشاهده آندو فصل پنجم از داستان تعاملی پنج ریشتر تهران به قلم آناهیتا برزویی است. این داستان که در مورد وقوع زلزله ای خیالی در تهران است به قلم تنی چند از نویسندگان در نه فصل مجزا نوشته شده. و برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته میشود. آندو – قسمت چهارم آناهیتا برزویی پزشک دستکشهایش را در می آورد و توی سطل زباله می اندازد:-مثل اینکه تو ی...

    ادامه مطلب
  • داستان تعاملی | پنج ریشتر تهران|فصل چهارم|مهری|قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۵/۲۲ 17 مشاهده داستان “پنج ریشتر تهران” یک داستان تعاملی در مورد وقوع یک زلزله خیالی در تهران است که به قلم تنی چند از نویسندگان در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته میشود.“مهری” فصل چهارم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم مژگان طاهری است: مژگان طاهری قسمت اول سالن آرایشگاه پر از بوی تند مواد هایلایت و رنگ مو بود. زن میان سالی که جلو آیینه ایستاده بود حوله سفید را از روی سرش برداشت و در حالی که با انگشتان دست موهای سرش را واکاوی میکرد، به آرایشگر که زن جوان و بزک دوزک کرده ای بود گفت: “به به دستت درد نکنه ...

    ادامه مطلب
  • داستان تعاملی |پنج ریشتر تهران|فصل چهارم|قسمت دوم|مهری

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۵/۲۳ 17 مشاهده داستان “پنج ریشتر تهران” یک داستان تعاملی در مورد وقوع زلزله در تهران است که به قلم تنی چند از نویسندگان در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته میشود.“مهری” فصل سوم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم مژگان طاهری است: قسمت دوم مهری بازهم زنگ خانه را با انگشت سردش به صدا دراورد و منتظر ماند. اما خبری نشد. چندبار دیگر زنگ زد و هربار دلشوره اش بیشتر می شد.کوچه را تا انتها طی کرد به امید اینکه شاید مادرش جایی ایستاده باشد تا باران خیسش نکند. اما خبری نبود با سرعت خودش را به خانه ی برادرش رساند بازهم...

    ادامه مطلب
  • داستان تعاملی پنج ریشتر تهران|فصل چهارم| مهری |قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۵/۲۴ 20 مشاهده داستان “پنج ریشتر تهران” یک داستان تعاملی در مورد وقوع زلزله در تهران است که به قلم تنی چند از نویسندگان در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته می شود.“مهری” فصل سوم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم مژگان طاهری است: مهری-قسمت سوم مژگان طاهری دیگر به مادرش فکر نمی کرد. ساعت از ده شب گذشته بود. دخترهایش را پیدا کرده بود. یکی شان را بدون پای راست و یکی را با صورت نیمه. گوشه حیاط مدرسه نشست. سر بچه ها را روی پایش گذاشت و چادرش را روی خودش و دخترها کشید. خانم دکتر بیمار را معاینه کرد و پرونده اش ر...

    ادامه مطلب
  • داستان تعاملی |پنج ریشتر تهران|فصل پنجم|قسمت اول|آندو

  • نیلوبلاگ

    داستان “پنج ریشتر تهران” یک داستان تعاملی در مورد وقوع زلزله ای خیالی در تهران است که به قلم تنی چند از نویسندگان در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته میشود.“آندو” فصل پنجم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم آناهیتا برزویی است: آندو آناهیتا برزویی قسمت اول آندرانیک جلوی آیینه می ایستد. کراوات را روی یقه اش می گذارد..با خودش می گوید:-اصلا دلم نمی خواد پدر تعمیدی باشم.اونم پدر خوانده کسی که عاشق مادرشم!.تقصیر واروژه. دست بردار نیست هیچوقت نخواست بفهمه ماهایا را از من دزدیده.دستی به موهای پر پشتش میکشد بلند می گوید:-ماما، بیا بب...

    ادامه مطلب
  • داستان تعاملی|پنج ریشتر تهران|فصل پنجم| آندو |قسمت دوم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۵/۲۸ 19 مشاهده داستان “پنج ریشتر تهران” یک داستان تعاملی در مورد وقوع زلزله ای خیالی در تهران است که به قلم تنی چند از نویسندگان در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت “هنرلند” به اشتراک گذاشته می شود.“آندو” فصل پنجم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم آناهیتا برزویی است آناهیتا برزویی قسمت دوم آندرانیک از وسط جمعییت راهی پیدا می کند تا به ماهایا برسد انگار هیچکس دیگر را در آن جمعیت نمی بیند :-باروز (۱) ماهایا چقدر خوشگل شدیموهای بلند و خرمایی ماهایا بخشی از صورتش را پوشانده و به چهرهاش زیبایی دو چندانی بخشیده. ماهایا لبخند معنا دار...

    ادامه مطلب
  • آندو |داستان تعاملی| پنج ریشتر تهران|فصل پنجم|

  • نیلوبلاگ

    تاریخ:۱۳۹۶/۰۵/۲۹ 8 مشاهده “آندو” فصل پنجم از داستان پنج ریشتر تهران به قلم آناهیتا برزویی است. یک داستان تعاملی در مورد وقوع زلزله ای خیالی در تهران که به قلم تنی چند از نویسندگان معاصر در نه فصل مجزا نوشته شده. این داستان برای اولین بار به صورت سریال، از طریق سایت هنرلند به اشتراک گذاشته می شود. آناهیتا برزویی قسمت سوم توی حیاط کلیسا غلغله ای برپاست.ماهایا و آندرانیک دست در دست هم از کنار مردمی که هنوز دارندجیغ می کشند عبور می کنند.دهها جنازه روی زمین افتاده.مهمانهایی که زخمی شده اند جا به جا رویزمین نشسته اند و فریدا می کشند.داوید توی بغل واروژ است و پستانکش را می مکد.کشیش سرش ...

    ادامه مطلب