سید سعید ذوالنوری |سه تار،بهانه ای برای دیدار با چهره ای ماندگار | بلاگ

سید سعید ذوالنوری |سه تار،بهانه ای برای دیدار با چهره ای ماندگار

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

سید سعید ذوالنوری |سه تار،بهانه ای برای دیدار با چهره ای ماندگار

سید سعید ذوالنوری  |همین که در خیابان مولوی قدم می گذارم شعر آن حضرت را نجوا می کنم و افسون سازی می شوم که از کودکی تا به امروز رفیق و همدمم بوده.همین که در خیابان مولوی قدم می گذارم شعر آن حضرت را نجوا می کنم و افسون سازی می شوم که از کودکی تا به امروز رفیق و همدمم بوده.هنگامی که با نیت تهیه گزارش به کارگاه می روم، همچون سرآغاز دیدارهای پیشین، صدای خِش خِش چوب هایی می آید که قرار است ناله ی مستیِ مولانا را در گلویشان فغان کنند.تنبوری آویخته به دیوار کاه گلی را می بینم که شعری از مولانا را بر پیکره اش معرّق کرده اند. « ناله ی تنبور و بعضی سازها، سزاندکی ماند بدان آوازها »

هنرلند استاد سید سعید ذوالنوری از چند سالگی به ساخت تنبور روی آوردید؟

– در حدود ۱۴ سالگی. البته در صورت تمایل انگیزه ای هم که پیش آمد رو توضیح بدم.

هنرلند بله . البته

– سال سوم  راهنمایی بودیم که یک مسابقه ی هنری در  سطح مدارس کشور به منظور کشف استعدادهای دانش آموزان برگزار شد. خب مدیر مدرسه ما هم سر صف این موضوع رو اعلام کرد. همچنین گفتند که نفرات اول تا سوم هر  استان را به مدت یک هفته در مجموعه ی تفریحی شهرستان رامسر به اردو می برند. روز مسابقه من هم یک تنبور ، حدود بیست و پنج سانتی متر ساختم و همین سبب شد که در استان نفر —- بشوم.نمی دانم شاید این اولین انگیزه ای بود که در من ایجاد شد.

هنرلند آیا اولین سازی که ساختید را بخاطر دارید؟ چه سازی بود !

– تنبور بود …. خوب بخاطر دارم. یک تنبور کاسه ای؛ که خیلی هم خاطره انگیز بود. شاید بپرسید چرا ؟باید بگم آن ساز را با کمترین ابزار ممکن ساختم و جالب این که پیش از این هیچ تجربه ای در ساخت ساز نداشتم اما با آزمون و خطا و پشتکار توانستم صدایی از آن چوب بیرون بکشم. ( می خندد )

هنرلند گفتید ابزاری در دست نداشتید. خب چطور کار کرده اید ؟

– (بلند می خندد ) پیچ گوشتی ! به سختی دهانه ی پیچ گوشتی را تیز می کردم و آنرا به تنه ی چوب می سایدم و اندک اندک با عشق فراوان می تراشیدم.

هنرلند از چه سالی اقدام به تاسیس کارگاه کردید ؟

– شاید ۱۶، ۱۷ یا ۱۸ سالم بود. چند تکه ابزار ساده و ارزان قیمت تهیه کردم و شروع کردم به ساختن و تعمیر ساز.

هنرلند از سالی که کارگاه را تاسیس کردید چندین بار  با تغییر مکانی و شهری مواجه شدید. آیا این سفرها در بهبود کارهایتان تاثیر داشته ؟

– سفر  همیشه خوب و تاثیر گزار هست!  اصولا مهاجرت نتایج خوب و مفیدی دارد و یک سری باروری ها، یک سری اتفاقات خاص هست که در همین سفرها عاید من شد. در کل راضی و خشنودم.

هنرلند و اما نام نکیسا: نوازنده ی دربار خسرو پرویز . انگیزه یا انگیزه های انتخاب این نام برای کارگاه و نام مُهر چیست ؟

– برای اولین برا که نام نکیسا را شنیدم شیفته این اسم شدم. خب طبیعتاً خیلی از سازنده های محترم ساز، پس از ساختن سازی نام خودشان را روی آن حک می کنند اما زیبایی اسم نکیسا آن چنان بر من اثر گذاشت که تصمیم گرفتم این نام را روی کارگاه و سازهایم بگذازم و مُهر کنم. و حتی پس از ازدواج هم به اتفاق همرسم تصمیمان بر این شد که نام فرزندمان را نکیسا بگذاریم.

سید سعید ذوالنوری در کارگاه نکیسا

هنرلندحکیمی می گفت که هنر و هنرمند در رنج به دنیا می آیند و در رنج می زیند. نظر شما چیست ؟! چگونه با این رنج کنار می آیید ؟

سید سعید ذوالنوری : رنج اگر در هنر نباشد هنرمند به تعالیِ وجودیِ کاری و آن نقطه اوج معرفت وجودی نمی رسد. هنرمند با رنج دست و پنجه نرم می کند، با رنج زندگی می کند، و این رنج ها روح و جان هنرمند را صیغل می دهد و همین هم باعث پیشرفت و کمال آ ثار و البته خودش می شود.

هنرلندخب چطور  با این مساله کنار می آیید ؟

– ( سکوت ) عادت کردم . همین

هنرلند خب راه گریزی هست ؟!

– ( با خند ه ) از هنر دور شویم !!!

هنرلند اساتید بزرگ حوزه ی ساز سازی و تاثیر آنها بر شما.

– استاد نریمان بزرگوار . یکی از بهترین دوران زندگی من زمانی بود که با جان و دل، با نهایت اشتیاق به سازه های استاد نگاه می کردم و به نواهای آنها گوش می دادم. تاثیر استاد آنچنان در من زیاد بود که در  حدود بیست سال طبق الگوهای ایشان کار می کردم و با توجه به اینکه کارگاه من در تهران بود بسیاری گمان می بردند که من پسر  استاد نریمان هستم که راه ایشان را پیش گرفتم.

هنرلنددر  ابتدا با ساخت سازهای تنبور، سه تار و تار کارتان را آغاز  کردید. اما اخیراً ساخت تار را از محصولات کارگاه حذف نمودید دلیل این کار  چیست ؟!

– خب بدلیل سنگینی کارِ تار  و آرتروز گردن و دست نتوانستم به ساخت تار ادامه بدهم.

گفتگو با سید سعید ذوالنوری ادامه دارد…

ذوالنوری,تار،بهانه,دیدار,ماندگار,...
نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : شنبه 18 شهريور 1396 ساعت: 3:57