کرمانشاه سلام ؛ کرمانشاه درود | دلنوشته ای برای هموطنان زلزله زده | بلاگ

کرمانشاه سلام ؛ کرمانشاه درود | دلنوشته ای برای هموطنان زلزله زده

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

کرمانشاه سلام ؛ کرمانشاه درود | دلنوشته ای برای هموطنان زلزله زده

من امروز بی ستون هستم

آناهیتا برزویی

دیشب صدای تیشه فلک در بیستون پیچید و سرزمین مادری ام که هنوز زخمهای هشت سال جنگ بر پیکرش خودنمایی می کرد بار یگر زخمی شد.
دیشب تن سرزمینی لرزید که یک عمر پشت دشمن را لرزانده بود.دیشب آوای غمگین(روله رو)و (لواندن) مادران و پدرانی که روله هایشان را از زیر آوار بیرون می کشیدند گوش بیستون و پراوو را کر کرد.

ناله غمگین(مور)و شیون و چمری از سرزمینی می آمد که در هشت سال جنگ،تن بی جان و پیکر زخمی فرزندان ایران را در آغوش می فشرد.دیشب بار دیگر رود الوند نوایی لالایی سر داد.
ان روزها برای پیکرهای زخمی و تن های بی سری که از مادرانشان جدا افتاده بودند و در غربت سر به سینه الوند گذاشته بودند می خواند و دیشب برای فرزندان ناکام خودش!!!!!

صدای لالایی الوند رود را نشنیدید؟
همه جا پیچیده بود!
تا صبح یکسره خواند،یکسره نالید،یکسره مویه کرد.
دیشب زلزله به آوارگان تازه آرامش یافته از جنگ،رحم نکرد.
دیشب مادران کرد کرمانشاهی به یاد تمام دردهای این سرزمین (مور )آوردند.

سرزمین مادری من،جنگ را تاب آوردی.فرزندانت را صبورانه به خاک سپردی .این خاک ماتم را که فلک بر سر و رویت پاشید چگونه تاب می آوری؟!
کرمانشاه،دیار خوش نیشان،پیکر زخمی ات حرفهای ناگفته زیاد دارد.بنال باز هم بنال.بنال دیار شیرینم.بنال شاید با فریادی که از دل بر می آوری فلک بر خد بلرزد و عرش به ناله در آید.

گیلانغرب پر غرور بنال!

تو که یک عمر مردمت میان دار سلحشوری و رشادت و ایستادگی بودند چرا قامت چمانده ای؟

قصر شیرین بنال با گریه الوند و با نوای سنج و دهل نخلها و دارهای لیمو.

سر پل ذهاب تو که تاریخ را در خود می پروری اینک این زخم را نیز به گنجینه اسرار سینه داغدارت بسپار.

بیستونبیستون

دیشب تمام اشکهایم را سیل کردم و ا آسمان غمگینت باریدم تا شاید برای زخمهای آماس کرده ات التیامی باشد.

همیشه من سر بر شانه ات می گذاشتم تا آرام بگیرم ،اینک تو سر برشانه من بگذار.اینک تو ببار.اینک تو فریاد بزن دیارزخم خورده ام،اینک تو دردهایت را شرحه شرحه بگو…!

دیار غمگینم،سرزمین سر به آسمان کشیده از دل تاریخ،می دانم این غم را هم تاب می آوری.مثل تمام دردهای دیگرت.از هشت سال جنگ تاکنون که زلزله زخمی ات کرده است.

سر بر شانه هایم بگذار دیار زخم خورده می خواهم امروز بیستون تو باشم.

من امروز بیستون تو هستم.

آناهیتا برزویی

کرمانشاه,کرمانشاه,دلنوشته,هموطنان,...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 22:48